آموزش ترجمه قرآن (جلد1) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ١٦٠
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى الم اليم درك ٧٢ ذكر ذِكر ياد آورى ٩٩ ام رامْركار فرمان ١٥٣ سلم سَلام درود ٤٢ خبر خَبيرآگاهو خبره ٤٥ سواسُوء بدى ٥١ دن والدنيا-* شددشَديد سخت ٥٢ دون دُون غير ١٤٤ نفس النَّفُسفرد ١٤٠ اسم و حالات آن اسم كلمهاى است كه بر معناى مستقلى دلالت كند بدون اينكه زمانى را برساند.
بسيارى از اسمها را مىتوان باتوجه به علامتهاى آنها (وبدون توجهبهمعنا) شناسايى نمود. برخى از علامتهاى آن عبارتند از:
الف: الف ولام دراول مانند: الرجل ب: تنوين (-) درآخر مانند: رجلٌ ج: كلمه كه بعدازحرف جّرقرارگيرد مانند: وَالْعَصْرِ د: كلمهاى كه مبتدا (مسنداليه) واقع شود مانند: علىٌ ذهب ه: كلمهاى كه بعداز حرف ندا قراگيرد مانند: ياعَلى مبنى و معرب اسم از نظر حركتِ آخر آن، به دونوع مبنى و معرب تقسيم مى شود.
الف- مبنى: اسمى است كهحركت آخر آن باتغيير عوامل «١» عوض نمى شود.
مثال: كلمات الّذينَ، هوُلاءِ، اوُلئِكَ، هذا و در حالتهاى گوناگون هيچ تغييرى نكرده و هميشه به يك شكل ديده مىشوند.