آموزش ترجمه قرآن (جلد1) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ١٨٦
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى ب ا س بَأْسبدى- شدت* فرق فَريق گروه ٣٣ بشر بَشير بشارت دهنده ٩ ك ىدكَيْدَ حيله- مكر ٢٤ بصر بَصير بينا ٥٢ لقى لِقاء ديدار ٢٤ بكم بُكْم لالان ٥ مىهمَا ءآب ٦٣ خ وفخَوْ فترس ٢٦ متعمَ تَاعسر مايه ٣٤ سح رسِحْرجا دو ٢٨ م ررمَرَّ ةدفعه ١٣ منصوبات علايم اصلى نصب، (-) و در برخى كلمات مانند (اب، اخ، فم و ...) «الف» مىباشد، مانند: (اباهُ، اخاهُ، ...). در تثبيه و جمع، «ياء» علامت نصب است. (مانند رَجُلَيْنِ و مُؤْمِنين) در زبان عربى، «مفعول» شاخص اسم منصوب است، ازاين رو گفتهاند: «كُلُّ مَفعُولٍ مَنْصُوبٌ وَمايُلْحَقُبِهِ» مفعول و آنچه ملحق به آن است منصوب مىباشد. منظور از ملحقاتِ مفعول «١»: حال، تميز، مستثنى و ... است.
در اينجا برخى از منصوبات و علت نصب آنها را توضيح مى دهيم:
١- مفعول به: اسم منصوبى است كه فعل فاعل بر آن واقع شده باشد، بطور مثال در «ضَرَبَ حَسَنٌ عَلِّياً» (حسن على را زد) حسن «زننده» و على «زده شده» مىباشد، كه فعل «زدن» به على واقع شده است. «٢» برخى از افعال مىتوانند دو اسم (مفعول) را نصب دهند.