آموزش ترجمه قرآن (جلد1) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ٧٦
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى س م ع يَسْمَعُ مىشنود ١٨ غ ف ريَغْفِرُ مىآمرزد ٢٤ ش ى ايَشاءُ مىخواهد ١٦٢ ن ص ريَنْصُرُ يارى مىكند ٢٨ ع ق ل يَعْقِل تعقل مىكند ٢١ فعل مضارع (٢)
فعل مضارع فعلى است كه بر زمان حال و آينده دلالت مىكند. به مثالهاى زير توجه كنيد:
ي+ علم- يَعْلَمُ (آن مرد) مىداند.
ي+ علم+ ان- يَعْلَمانِ (آن دو مرد) مىدانند.
ي+ علم+ وُن- يَعْلَمُونَ (آن مردان) مىدانند.
ت+ علم- تَعْلَمُ (آن زن) مىداند.
ت+ علم+ انِ- تَعْلَمانِ (آن زنان) مىدانند.
ي+ علم+ نَ- يَعْلَمْنَ (آن زنان) مىدانند.
چنانچه در ساختهاى مختلف فعل مضارع ديده مىشود، فعل مضارع از اضافه نمودن حروفى خاص به اول و آخر ريشه فعل (مصدر) تشكيل مىشود. و در فارسى معادل با فعل مضارع اخبارى (مانند مىروم، مىروى و ...) و مضارع التزامى (مانند بروم، بروى و ...) مىباشد. «١» هرگاه حرف" لا" بر سر فعل مضارع بيايد آن را منفى، و اگر" هَل" در اول فعل مضارع بيايد آن را سؤالى (استفهامى) مىكند. مثال:
لا يعلمون: نمىدانند، هَلْ يعلمون: آيا مىدانند؟