آموزش ترجمه قرآن (جلد1) - برهانیان، عبدالحسین - الصفحة ١١٠
كلمات اصلى ريشه لغت معنا تعداد ريشه لغت معنا تعداد اصلى اصلى دخل ادْخُلْ داخل شو ٢٤ سجد اسْجُدْ سجده كن ١٢ ذك را ذْكُرْ ياد آور ٤٩ كتب اكْتُبْ بنويس ٦ ذهب اذْهَبْ برو ١٢ ن ظرانْظُرْ نگاه كن ٤٨ رحم ارْحَمْ رحم كن ٥ فعل امر افعالى چون: برو، نرو، بگير، بنويس؛ در فارسى صيغههاى امرى ناميده مىشوند. به عبارت ديگر صيغههايى كه براى انجام كارى يا نهى از كارى به طور فرمان و خواهش در زمان حال و آينده دلالت كنند، امر ناميده ميشوند. در عربى فعل امر و فعل نهى دو ساختار جداگانه دارند.
شش صيغه فعل امر (حاضر) از شش صيغه دوم (مخاطب) فعل مضارع به ترتيب زير ساخته ميشود: الف: حرف مضارعه (تاء) را از اول آن برميداريم. ب: اگر حرف بعد از «تاء» ساكن باشد، يك همزه در اول فعل مىآوريم. حركت همزه نيز هميشه مكسور است، مگر اينكه عينالفعل فعل مورد نظر (يَنْصُرُ) مضموم باشد كه در اين صورت همزه را مضموم مىآوريم.
ج: علامت رفع (ضمه و نون عوض از ضمه) را از آخر فعل حذف مىكنيم. مثال:
فعل مضارع فعل امر تَنْظُرُ- انْظُرْ: ببين تو (يك مرد)
تَنْظُرانِ- انْظُرا: ببينيد شما (دو مرد)
تَنْظُرُونَ- انْظُرُوا: ببينيد شما (مردان)
تَنْظُرينَ- انْظُرى: ببين تو (يك زن)
تَنْظُرانِ- انْظُرا: ببينيد شما (دو زن)
تَنْظُرْنَ- انْظُرْنَ «١» : ببينيد شما (زنان)