مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٨٨
يك معنا به كار مىرود.
براى شناخت رژيمهاى سياسى و تجزيه و تحليل آنها، استفاده از معيارهاى متفاوت ضرورى به نظر مىرسد؛ زيرا اين مفهوم در بردارنده مجموعه نهادهاى سياسى، شيوههاى ارتباط آنها و ميزان وظايف و اختيارات هر يك است. براى تفكيك و تشخيص رژيمهاى سياسى، از معيارهاى «نحوه انتخاب زمامداران»، «تفكيك قوا»، «احزاب سياسى» و «حق و باطل» استفاده شده است.
طبقهبندى رژيمهاى سياسى الف- نحوه انتخاب زمامداران ١- رژيمهاى استبدادى:
انتخاب زمامداران در اين رژيمها، از طريق «زور»، «وراثت»، تعيين جانشين، «قرعهكشى» و ... انجام مىگيرد. مردم، هيچ رأى و نظرى در انتخاب صاحبان قدرت و ميزان اقتدار آنها ندارند. رژيمهاى بيشتر كشورهاى دوران قديم، معمولًا، سيستم استبدادى بوده است. رژيم سلطنتى، كه از حق وراثت بهره دارد، نمونه بارز و رايج رژيم استبدادى بشمار مىرود. «١» امروزه، حكومتهاى كودتا و نظاميان و بيشتر نظاميان سياسى كشورهاى جهان سوم، جزو رژيمهاى استبدادى مىباشند، زيرا مردم در تعيين فرمانروايان و مكانيسم اعمال قدرت آنها، هيچ نقشى ندارند.
٢- رژيمهاى دموكراتيك:
هرگاه انتخاب زمامداران جامعهاى بر اساس آراء حكومت شوندگان (مردم) انجام گيرد، رژيم حاكم بر آن، «رژيم دموكراتيك» مىباشد. زمامداران سياسى و حتى برخى زمامداران اجرايى «٢» در رژيمهاى دموكراتيك برمبناى آراى مردم در يك انتخابات به