مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٢٢
داشته و دارند، هدف علم سياست را «تشريح منظم و پيش بينى پديدههاى سياسى» «١» بر اين اساس، مطالعه پديدههايى چون «تصميم گيرى سياسى، احزاب، افكار عمومى، انتخابات و انقلاب» از جمله هدفهاى علم سياست مىباشد.
٢- ديدگاههاى ماركسيستى ماركسيستها حكومت و دولت را ابزار سلطه طبقه حاكم بر طبقات زير سلطه و حاكميت مىدانند. از ديدگاه ماركسيستى، قدرت، محور و اساس حكومتها در طول تاريخ است و همين امر مبناى سياست است.
٣- فقها و دانشمندان اسلامى سياست از نظر انديشمندان اسلامى، به ويژه فلاسفه سياسى مسلمان، هدايت انسان به سوى خدا و اجراى احكام و شريعت الهى است. سياست از اين وجه نظر، در واقع، تشكيل حكومتى است كه مبناى آن اجراى فقه اسلامى است.
ابونصر فارابى، از فلاسفه بنام اسلام، سياست را هدايت خلق به سوى خالق در مدينه فاضله توسط رهبر بيان مىكند. مدينه فاضله او، مدينهاى است كه به وسيله بهترين و مستعدترين كسى كه هدفش ترقى و سعادت فردى و جمعى است، اداره مىشود. «٢» او سياستِ حكومتى را خوب و مطلوب مىداند كه افعال و ملكات «ارادى» را در مردم جايگزين كرده تا به سعادت حقيقى برسند، اگر «پندارها» را تقويت كند، حكومت جاهليّت است. «٣» ابوحامد غزالى، از ديگر متفكّران اسلامى، در تعريف سياست مىگويد:
سياست در استصلاح مردمان و نمودن بديشان راه راست را، كه نجات دهنده است در دنيا و آخرت. «٤»