مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٢١
دوم منجرگرديد. «١» ٤- عوامل فرهنگى و معنوى مكتب فرانسوى ملّت، به عامل تاريخى و فرهنگى، بيش از بيش، تأكيد دارد. ملّت، از نظرگاه چنين مكتبى، محصول تاريخ، سنتهاى فرهنگى و معنويات به معناى وسيع كلمه است. مجموعه نهادها، رفتارها، نحوه زندگى، عادات، تصورات جمعى و ارزشهاى خاص، نقش مهمى در پيدايش ملّت داشت. «٢» عامل فرهنگى و ارزشهاى مشترك، به عنوان عامل متشكله ملّت، در ناسيوناليسم اروپايى از اهميت ويژهاى برخوردار بود. اين عنصر موجب تهاجمات استعمارى اروپا به ساير نقاط دنيا گرديد، با اين بهانه واهى كه اروپاييان با داشتن فرهنگ متمدن و ارزشهاى انسانى والا چون آزادى و برابرى، در صدد تغيير شيوه زندگى و نگرش مردم سرزمينهاى عقب مانده مىباشند.
٥- حكومت مستقل حكومت مستقل كه به عنوان يكى از آثار و نتايج ملّت به شمار مىآيد، از عناصر قوام بخش ملّت مىباشد. تأسيس حكومت مستقل، آرمان بزرگ نهضت ناسيوناليسم بود.
ملّت بيش از آن كه مفهومى جغرافيايى يا فرهنگى باشد يك واحد سياسى است.
حكومت و قدرت سياسى يك جامعه، بگونهاى ملّت را در چنبره خود نگه مىدارد كه تداوم حيات ملّت، تأمين و تضمين مىشود.
وجود رژيم سياسى در كشورى، بويژه زمانى كه حفظ رژيم سياسى به عنوان يك آرمان تلقى شود، چنان اعتبارى در بنياد ملّيت دارد كه برخى دانشمندان آن را مهمترين عامل وحدتبخش ملّت شمردهاند. تصميمات سياسى و تبعيّت ملّت از دستگاه سياسى،