مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٣٣
«يا ايُّهَا النَّاسُ اعْبدُا رَبَّكُمُ الَّذى خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ ...» «١» اى مردم، پروردگارتان را بپرستيد كه آفريننده شما و پيشينيان شماست.
قبيله، نژاد، ملّىت و خون از ديدگاه اسلام نه تنها مبناى برترى و امتياز نمىگردد بلكه حتى وجود قبائل به منظور شناخت افراد از يكديگر بيان شده و ملاك تقدم و برترى تنها «تقوى» و «پرهيزگارى» عنوان گرديده است.
«يا ايُّهَا النَّاسُ انَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ انْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارِفُوا انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقيكُمْ» «٢» اى مردم، ما شما را از يك مرد و زن آفريديم، و تيرهها و قبيلهها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد، ولى گرامىترين شما نزد خداوند، با تقواترين شماست.
از اين استفاده مىشود كه اصل صورى و ظاهرى اجتماعات انسانى با يكديگر از ديدگاه قرآن پذيرفته است. اين تفاوتها اصالت ندارد و نمىتواند مايه برترى قومى بر قوم ديگر شود. ملاك برترى افراد همانا تقواى الهى است.
٢- خدا و ايمان كانون اصلى وفادارى كانون مركزى وفادارى در ناسيوناليسم، «وطن» است. حفظ و پايدارى وطن، فى نفسه هدف بوده و بزرگترين دلبستگيها و فداركاريها بايد در راه آن باشد؛ در حالى كه از ديدگاه اسلام مركز تمام دلبستگيها و تعلقات خداوند تبارك و تعالى است. حاكميت ملّى كه عنصر اساسى ناسيوناليسم بوده و ملاك مصالح هر ملّتى نيز مىباشد، در ديدگاه اسلامى به «حاكميت الهى» تغبير يافته كه به صورت حاكميت قانون الهى و حاكميت رسول يا امام يا ولى فقيه متجلى مىگردد. انسان موّحد، كليه اعمالش را در راه رضاى حق تعالى انجام مىدهد.
«قُلْ انَّ صَلاتى وَ نُسُكى وَ مَحْياى وَ مَماتى لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ» «٣» بگو: نماز وتمام عبادات منو زندگىو مرگ من، همه براى خداوند، پروردگار جهانيان است.