مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٨٥
خلاصه راهحلهاى كه حقوقدانان و روشنفكران براى مهار قدرت ارائه دادهاند، عبارتند از:
١- قوانين عادى و قانون اساسى: قانون اساسى، سندى است كه نحوه توزيع قدرت و ميزان اقتدار هر يك از قواى عمومى كشور در آن ترسيم شده است. قانون اساسى و قانون مصوبّه مجلس، ضابطههاى اعمال قدرت بوده و از اين جهت در كنترل قدرت مؤثرند.
٢- اصل تفكيك قوا: تفكيك قوا براى جلوگيرى از تمركز قوا مطرح گرديد؛ زيرا يكى از عوامل عمده استبداد تمركز قوا بود. با اصل تفكيك قوا، قواى عمومى كشور- مقننه، مجريه و قضاييه- در دست يك نفر قرار نگرفته و بالعكس، وضعيتى را پيشبينى كردهاند كه اين قوا، يكديگر را كنترل مىكنند.
٣- محدوديّت مدت زمامدارى: با اين روش، امكان تداوم زمامدارى صاحب منصبان درجه اول مملكت براى سالهاى طولانى از بين مىرود. اين امر، مسأيل زد و بندهاى سياسى را كاهش داده مسؤوليت حكّام را افزايش مىدهد.
٤- انتخابات: انتخابات و رأى گيرى، از جمله تدابيرى است كه براى مهار قدرت پيشبينى شده است. حكومت اكثريت- به عنوان يك رويه حاكم بر انتخابات در عصر حاضر- با آراى مردم در انتخابات عمومى، تشكيل مىشود تا از اين طريق، مسؤوليت زمامداران در قبال خواستههاى مردم تحقق يابد.
٥- اصل چندگانگى سياسى: پذيرش اصل چندگانگى سياسى، موجب مىشود تا نيروهاى سياسى مختلف، در عرصه سياسى فعاليت نمايند.
٦- تقسيم افقى قدرت: با شيوههايى «عدم تمركز» و «فدراليسم»، امكان قدرت متمركز كاهش پيدا مىكند و اين روشى براى مهار قدرت محسوب مىشود.