مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٦٨
كارفرما با داشتن ثروت و پول مىتواند رأى و نظر كارگر را با وعده و پاداش بخرد. دولت از طريق كمكهاى بلاعوض مالى به مخالفان، تسليم و اطاعت آنها را به دست مىآورد.
اين منبع قدرت، از ديدگاه بسيارى از تحليلگران قدرت و جامعه سياسى، بويژه ماركسيستها، عامل اصلى كسب و حفظ قدرت تلقى مىشود. صاحبان صنايع و شركتهاى عمده، بانكداران بزرگ و مالكان زمينهاى عمده، پشت سر سياستمداران قدرتمند مخفى شدهاند و اعمال قدرت سياستمداران، در واقع، اعمال قدرت صاحبان مالكيتهاى بزرگ است. اين عقيده ماركسيستها و بسيارى از جامعهشناسان سياسى معاصر است.
نظرگاه فوق، هر چند، غلوّ و بزرگ نمايى است امّا قدرت ناشى از مالكيت بر هيچ كس پوشيده نيست. مالكيت، به عنوان منبع قدرت، امكاناتى در اختيار صاحب قدرت مىگذارد كه به آسانى مىتواند رفتار ديگران را كنترل كند يا تغيير دهد، آراء و نظرات آنها را متمايل به ديدگاه خود كند و اطاعت و تسليم بسيارى را تحصيل نمايد.
٢- شخصيت شخصيّت از منابع قدرت، بويژه به صورت قدرت تنبيهى و قدرت اقناعى، از اهميت ويژهاى برخوردار است. توانائيهاى شخصى فرد در تأثيرگذارى و نفوذ بر ديگران از رايجترين ابزارهاى اعمال قدرت محسوب مىشود. استالين، هيتلر، چرچيل و بسيارى از رهبران سياسى و نظامى از ويژگيهاى شخصى خاصى بهرهمند بودند كه به آنها امكان تحميل اراده بر ديگران را فراهم مىساخت.
در وضع عادى و معمولى، سجايايى نظير تدبير و كاردانى معنوى، صراحت و دقت، هوشمندى، جاذبه، لطيفهگويى، متانت و وقار از اهميت برخوردار است. همين طور توانايى شخص در بيان فكر خود به صورتى متقاعد كننده فصيح و آمرانه بسيار اثر بخش است.
داشتن ايمان راسخ و اعتقاد كامل و بيان قاطع در تحصيل اطاعت و تسليم ديگران، تأثيرى شگرف دارد. برخى از رهبران نظير هيتلر، استالين و روزولت قابليت و توانايى بىچون و چرايى در تغيير عقيده اشخاص يا جذب آنها به عقيده خود داشتند. شخصيت آنها اجازه