مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٤٠
٢- نظم و نسق بخشيدن به جامعه.
٣- تأمين امنيت.
٤- عدالت اجتماعى.
دولت در سطح سياست خارجى نيز جامعه را هدايت و تنظيم مىكند. امور ذيل در حيطه وظايف دولت در سطح سياست خارجى است.
١- روابط با ساير كشورها.
٢- عضويت و حضور در سازمانهاى بينالمللى و منطقهاى.
٣- موضعگيرى در مسايل مهم بينالمللى.
٤- كنترل واردات و صادرات و تجارت خارجى.
٥- حفظ اقتدار، استقلال و حيثيّت ملّى و معنوى ملّت.
اگر وظايف دولت در امور فوق با موفقيت انجام گيرد، دولت و ملّت به خوشبختى نسبى نايل مىآيند. به عبارت ديگر، سعادت نسبى جامعه، منوط به انجام وظايف و عملكرد صحيح دولت است و از اينجا اهميت رابطه سياست و دولت- و به تبع آن سياست و جامعه- مشخص مىشود. از اين رو، چنانچه گذشت، سياست «تجلى و نمود عينى آن يعنى دولت و حكومت»، از اركان جامعه و عنصر قوام بخش آن محسوب شده است. بدون ترديد، جامعه، بدون دولت به دوران انحطاط و سقوط سوق داده شده، آثار تمدن بشرى در مسير اضمحلال و نابودى قرار مىگيرد.
دين و سياست تعريف دين دين مجموعه قوانين و مقرراتى است كه از جانب پروردگار متعال به عنوان برنامه اعتقادى و عملى انسان در زندگى مقرر شده است. پيامبران، حاملان وحى الهى هستند كه براى راهنمايى بشر، برگزيده شده و آيين آنان هدايتگر فرد و جامعه به سوى پروردگار مىباشد. علامه طباطبايى مىفرمايد: