مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٢٧
درس دوازدهم: ملّت (٢)
«اسلام و ملّىگرايى» تعريف ملّىگرايى (ناسيوناليسم)
ناسيوناليسم، همان طور كه در درس پيش اشاره شد، منشاء ملّت بوده و به عنوان عنصر قوام بخش آن مطرح است. ملّىگرايى معادل فارسى «ناسيوناليسم» «١» است كه يك اصطلاح غربى است.
تعاريفى كه دانشمندان علوم سياسى از ناسيوناليسم كردهاند، متفاوت بوده كه دو نمونه از آن ارائه مىگردد.
١- «همزيستى گروهى خاص در سرزمين واحدى، عامل شكل دهنده «ملّىت» است.
پرورش در محيط طبيعى و جغرافيايى واحد، بزرگترين پيوند همبستگى قومى ميان افراد است. گروهى كه بر اين مبنا، نفع و مصلحت مشترك را احساس كنند، «يك ملّت» را تشكيل مىدهند.» «٢».
٢- «احساس عميق وابستگى به ميهن و وفادارى مطلق به آن و احساس سهيم بودن در سرنوشت آن، اساس ناسيوناليسم است ناسيوناليسم آنگاه اصيل است كه هيچ عامل ديگرى در راه وفادارى انسان به ميهن حائل نگردد». «٣» بنابراين، احساس ملّى يا ناسيوناليسم عبارت است از وجود احساس مشترك در ميان عدهاى از انسانها كه يك واحد سياسى (ملّت- كشور) را مىسازند. عمدهترين پيوند و