مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٢٠
عنصر «قلمرو» مىباشد. ملّت يك كشور، با احساس تعلق و وابستگى كل سرزمين به تمامى آحاد جامعه، حاضر به فداكارى جهت حفظ سرزمينشان بوده و از آن دفاع مىكنند.
٢- نژاد مشترك مسأله نژاد از پيچيدهترين موضوعات قرن نوزدهم و بيستم بوده و هست. نژاد واحد و مشترك، از عناصر ملّت برشمرده شده است. ناسيوناليسم كه بهره وافرى از نژاد مشترك برده است، عامل عمده نيرومندى و قدرت ملتهايى گرديد كه خواهان سلطه بر ساير سرزمينها بودهاند. نظريه «اصالت نژاد ژرمن» در آلمان، از جمله آنهاست. «١» طرفداران اصالت نژاد كه به برترى «نژاد ژرمن» عقيده داشتند، زير بناى آرمانهاى حزب «ناسيونال سوسيال»، آلمان را هيتلرى بر اين اساس بنا نهادند. تمدن بشرى، بر اساس اين نظريه توسعه و پيشرفت خود را مديون نژاد ژرمن (آلمانى) است. ساير نژادها، يا فرهنگ پذيرند يا مخرّب فرهنگ. موضوع نژاد مشترك به نظريه نژادى ملّت يا نظريه آلمانى معروف گشت. ملّت در اين نظريه بر اساس خون، زبان و سرزمين مشترك، تشكيل مىيافت و در يك هرم سلسله مراتبى، نژاد برتر مىبايست سلطه خود را بر ساير نژادها، اعمال كند.
٣- زبان مشترك زبان مشترك از عناصر هويتبخش و وحدتبخش يك ملّت مىباشد. فيخته، فيلسوف و دانشمند آلمانى، بر اين اعتقاد بود كه ملّت به مردمى اطلاق مىگردد كه به يك زبان اصلى و عمومى تكلّم كنند. زبان كه يك عنصر ارتباطى بين آدميان است در شكل دهى ملّت، نقش بسزايى ايفا كرده است. چنانچه هيتلر در سالهاى ١٩٣٣ تا ١٩٣٩ با تكيه بر عنصر نژاد و بويژه زبان آلمانى، خواستار انضمام كليه سرزمينهاى آلمانى زبان به كشور آلمان گرديد. اصرار بر تحقق اين امر به توسعهطلبى و در نهايت جنگ جهانى