مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١١٢
امام صادق عليه السلام در حديثى ولايت امام معصوم عليه السلام را چنين بيان مىفرمايد:
«وَ لا يَتُنا وِلايَةُ اللَّهِ الَّتى لَمْ يُبْعَثْ نَبِيَّاً قَطُّ الَّا بِها» «١» ولايت ما ولايت خداست؛ آن ولايتى كه هيچ پيامبرى مبعوث نشد مگر به همان ولايت.
على عليه السلام با عنوان اميرالمؤمنين بر اساس همين حاكميت و ولايت در سال ٣٥ ه ق، رهبرى و زعامت سياسى حكومت اسلامى را به عهده گرفت؛ هر چند براى ساير امامان، امكان و شرايط تحقق حاكميت و امامت به وجود نيامد.
ج- ولى فقيه جامع الشرايط اطاعت از ولى فقيه عادل و جامع الشرائط در دوران غيبت امام زمان (عج) در راستاى اطاعت از خدا، رسول و امام قرار دارد. تحقق حاكميت تشريعى الهى، در دوران غيبت، به ولايت امر و امامت فقيه جامع الشرائط وابسته است.
حاكميت ولى فقيه در جامعه اسلامى، موجب اجراى قوانين وا حكام اجتماعى، اقتصادى و سياسى اسلام مىشود كه اجراى آنها به طور مستقيم با قدرت سياسى و حكومت ارتباط دارد. قوانين دفاعى، مالى، حقوقى و جزايى اسلام، به عنوان قوانين سياسى- اقتصادى، تنها با تأسيس حكومت اسلامى و حاكميت ولى فقيه قابل اجرا مىگردند.
ميزان اختيارات ناشى از حاكميت ولى فقيه در جامعه اسلامى در مقايسه و تطبيق با حاكميت رسول و امام، به همان اختيارات حكومتى رسول و امام بازگشت مىكند. ولى فقيه در قلمرو احكام اجرايى و حكومتى، همان اختياراتى را دارد كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليه السلام داشتهاند.
ب- حاكميت انسان بر سرنوشت خويش اراده و مشيت الهى بر آزادى و اختيار انسان قرار گرفته و آدمى در انتخاب مسير زندگى، مختار است. حاكميت انسان بر سرنوشت خويش از همين حكم و مشيت الهى سرچشمه مىگيرد، گر چه اين آزادى و انتخاب در قبال خود، مسؤوليت هم دارد.