مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٣٣
خلاصه علوم در سير تكاملى خود در يكى روابط متقابل قرار دارند. پيشرفت و توسعه در هر علمى، از يك سو، به علوم ديگر وابسته است و از سوى ديگر، موجب پيشرفت علوم ديگر مىگردد.
علم سياست نيز تابع همين قاعده است.
ارتباط علم سياست با روانشناسى از آنجاست كه يكى از عوامل مؤثر در رفتار سياسى (كه مورد تجزيه و تحليل علم سياست قرار مىگيرد)، پديدههاى روانى است. علم سياست مىتواند با استفاده از دادههاى علمى روان شناختى، به غناى تجزيه و تحليلهاى خود بيافزايد.
رابطه اقتصاد و علم سياست ناشى از رابطه متقابل موضوعات اين دو علم است.
امور اقتصادى و سياسى چندان تداخل در يكديگر دارند كه امروزه دانشمندان، «اقتصاد سياسى» را مورد مطالعه قرار مىدهند.
رابطه علم سياست و جامعه شناسى از آنجا ناشى مىشود كه سياست بايد در قلمرو جامعه تحقق يابد و بسيارى از قواعد حاكم بر امور اجتماعى، بر پديدههاى سياسى نيز جارى است.
قدرت رسمى و در چارچوب قانون اساسى، بخش عمدهاى از بررسيهاى علم حقوق را تشكيل مىدهد. علم سياست مىتواند با استفاده از تقسيمبنديها، قوانين و تحليلهاى حقوق، از توسعه بيشترى بهرهمند گردد.
سنجش افكار عمومى و پيشبينى پديدههاى سياسى به ارتباط علم سياست و رياضيات و آمار منجر مىشود.