مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٤٩
طرف بر طرف ديگر در اين رابطه، قدرت بروز مىكند.
٢- عنصر «آمريّت» و «اطاعت»: دو مفهوم اساسى در تبيين قدرت، «امر و فرمان» و «تسليم و اطاعت»، است. در تعريف از قدرت بايد به اين ركن وابسته به يكديگر اشاره كرد.
٣- كاربرد اراده: از آنجايى كه مقصود از قدرت در اين دوره، قدرت در جامعه انسانى است، بايد نقش اراده انسانى در كاربرد قدرت را مدنظر داشت.
٤- تحصيل هدف و نفع: شايد از مهمترين ملاحظات در مورد قدرت، توجه به «هدف و نفع» از كاربرد آن مىباشد.
٥- كنترل: قدرت به هر معنايى كه لحاظ شود، «كنترل» در روابط بين دو طرف، وجود دارد؛ خواه اين كنترل به معناى «كنترل رفتار» باشد و خواه به منزله «كنترل تقاضا و خواسته ما».
قدرت سياسى علم سياست به قدرت در تمام ابعاد و اشكال آن، نمىپردازد، وظيفه علم سياست، بررسى «قدرت سياسى» است. زيرا، قدرت به صورت فردى و اجتماعى در جامعه انسانى يافت مىشود؛ همچنين در جنبههاى اقتصادى، مذهبى و سياسى تجلى مىكند. وظيفه اين رشته علمى، در ميان انواع و اقسام قدرت، بررسى و تحليل قدرت سياسى است، هر چند تنها وظيفهاش اين نيست. درباره مفهوم قدرت سياسى گفته شده است:
قدرت سياسى، كيفيّتى است كه تحت تأثير آن يك اكثريت بزرگ از يك اقليت خيلى كوچك اطاعت مىكند. «١» قلمرو و حوزه قدرت سياسى، دولت و كشور است دولت شامل اجتماعات كوچكتر چون خانواده، ده، شهر، استان، را در خود داراست. دولت در جوامع كنونى، قدرت سياسى را در دست دارد و كليه گروههاى طالب قدرت مانند احزاب به دنبال كسب قدرت سياسى با مشاركت در آن هستند.
قدرت سياسى (دولت)، با ويژگيهاى ذيل، آسانتر مورد شناخت و تجزيه و تحليل قرارمىگيرد.
١- تنها قدرتى است كه در جامعه سياسى حقّ اعمال زور دارد.