مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٤٢
آرمان فراملّىگرايى از ديدگاه اسلام ١- نگرش انترنا سيوناليستى اسلام به عنوان دينى جهانى، هرگز با معيارهاى ناسيوناليستى سازگارى ندارد. عامل عقيده و ايمان به خدا در اين دين، عمدهترين معيار وفادارى يا عدم وفادارى در قبال مسائل و موضوعات مىباشد. محور اصلى وحدت و يكپارچكى در ميان امّت اسلامى، «ايدئولوژى اسلامى» و اعتقاد به آن است. از اين رو، دعوت اسلامى، چه در صدر اسلامى و چه امروزه، به ملّت و قوم خاصى تعلق نداشته، بلكه هدايت بشر را در سطح جهان خواستار است.
اين مسأله، مسلّم است كه در دين اسلام، ملّيت و قوميّت به معنايى كه امروز ميان مردم مصطلح است، هيچ اعتبارى ندارد، بلكه اين دين به همه ملتها و اقوام مختلف جهان، با يك چشم نگاه مىكند. از آغاز نيز دعوت اسلامى به ملّت و قوم مخصوصى اختصاص نداشتهاست. «١» ٢- حكومت صدر اسلام، نمونهاى از نگرش انترناسيو ناليستى حكومت اسلامى كه توسط رسول گرامى صلى الله عليه و آله در مدينه تأسيس شد، پس از فتوحات لشكريان اسلام به حكومت بزرگى تبديل گشت. پيامبر در سال هفتم هجرى، نامههايى براى پادشاهان ايران و روم ارسال نمود كه حاكى از دعوت فراگير آن حضرت بود؛ علاوه بر آن، در تعاليم قرآن كريم نيز آيات زيادى مبنى بر جهانى بودن دين اسلام وجود دارد.
حكومت صدر اسلام، نمونهاى كامل از ديدگاه فرا ملّى گرايى بود. ملّىتّهاى مختلف كه تحت سيطره حكومت اسلامى در آمده بودند، همگى نظارت حكومت واحد را پذيرفتند. رشته پيوند آنان، قوانين اسلامى، ايمان و خليفه در مركز خلافت بود؛ چنانچه ايران، هندوستان، عراق، شام و شمال آفريقا زير نظر خلافت اسلامى اداره مىشدند.
مرزهاى جغرافيايى و سياسى در آن حكومت، اعتبار و ارزشى نداشت. مسلمانان اگر