مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٥٥
خلاصه قدرت در نزد دانشمندان سياسى يك مفهوم محورى در تحليل پديدههاى سياسى مورد توجه قرار گرفته است.
علماى علم سياست، هر يك، قدرت را با تأكيد بر عنصرى خاص تعريف كردهاند:
برتراندراسل به «اثرگذارى»، ماكس وبر بر عنصر «نيّت و اراده»، رابرت دال روى «كنترل»، و كالبرايت بر عنصر «توانايى بر كسب تسليم و اطاعت» تأكيد دارند. در هر صورت، عناصر ذيل بايد در تعريف قدرت لحاظ گردد: وجود رابطه، عنصر آمريت و «اطاعت»، «اراده» تحصيل هدف و كنترل. قدرت سياسى به مافوق همه قدرتها در جامعه سياسى گفته مىشود كه رابطه فرماندهى و فرمانبرى منحصراً در آن جريان مىيابد؛ بدين معنا كه در سطح كلِّ جامعه، تنها قدرت سياسى حق اعمال قدرت دارد. قدرت سياسى در جوامع امروزى در دست دولت، متمركز است.
دكترين قدرت سياسى، منشاء و مشروعيت قدرت حاكم را توضيح مىدهد. به طور كلى، سه دسته دكترين قدرت سياسى طرح شده است: ١- دكترين الهى كه به دكترينهاى غيراسلامى اما داراى صِبغه دينى اشاره دارد. ٢- دكترين مردمى كه قدرت را ناشى از اراده ملّى مىداند. ٣- دكترين اسلامى كه در درس بعد آن را بررسى خواهيم كرد.