مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٣٧
درس سيزدهم: ملّت (٣)
فرا ملّىگرايى فراملّىگرايى (انترناسيوناليسم) به عنوان انديشهاى در برابر ملّىگرايى (ناسيوناليسم) در قرنهاى نوزدهم و بيستم ظهور كرد. ناتوانى ناسيوناليسم در حلّ مشكلات سياسى و اجتماعى قرن بيستم، رشد فراملّى گرايى را در پى داشت. اين دو پديده- ناسيوناليسم و انترناسيوناليسم- چه از نظر بنيادهاى فكرى و چه از لحاظ نمود خارجى در تضاد با يكديگر قرار دارند.
تعريف مفهوم فراملّى گرايى فرا ملّى گرايى يا انترناسيوناليسم به معناى وفادارى به آرمانهاى فراتر از مرزهاى سرزمينى و ملّى مىباشد. وفادارى به آرمانهاى فراتر از مرزهاى ملّى، ممكن است از نيازهاى عصر جديد ناشى شده و يا اين كه از ايدئولوژى خاصى نشأت گرفته باشد.
همچنين، تفكر فراملّى گرايى ممكن است به صورت سازمانهاى بين المللى، حكومت جهانى و همگرايى منطقهاى تجلى يابد.
زمينههاى ظهور انديشه فراملّىگرايى ١- نيازهاى عصر ارتباطات و تكنولوژى يكى از زمينههاى انديشه فرا ملّىگرايى، نيازمنديهاى دوران جديد مىباشد.
پيشرفت سريع تمدن بشرى بويژه در ابزارهاى ارتباطاتى، موجب برقرارى ارتباط گسترده و سريع بين ملتها و دولتها در تمامى ابعاد گرديد. چارچوب مرزها توسط وسايل