مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٦٨
الف- دين دين يك عامل بسيار مهم جهت كنترل قدرت و جلوگيرى از فساد سياسى محسوب مىشود. تأثير گذارى دين، جنبههاى زير را در برمىگيرد.
١- نقش ايمان: هرگاه زمامدار جامعه، فرد مؤمن و معتقد به تعاليم الهى باشد، ايمان او مىتواند مانع استبداد و ديكتاتورى شود. ايمان به خداى بزرگ كه همه چيز از آنِ اوست و ما انسانها ذرّهاى در مقابل قدرت بيكران او هستيم، انديشه قدرتمندى و سلطه بر ديگران را از بين مىبرد. ايمان به قيامت كه همه بايد پاسخگوى اعمال خود باشند نيز، تمايلات استبدادى را از ذهن و قلب انسان خارج مىسازد.
ايمان نيروى نگهدارنده درونى آدمى است و هيچ نيرويى به اندازه ايمان نمىتواند مهار كننده انسان باشد. ايمان به مثابه اصل ثابتى است كه فضيلتهاى اخلاقى و اعمال صالح از ثمرات آن محسوب مىشود.
«كَلِمَةً طِيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِبَّةٍ اصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فى السَّماءِ تُؤتى اكُلَها كُلَّ حينٍ بِاذْنِ رَبَّها» «١» كلمه طيبّه (ايمان به خدا) به سان نهال طيّبهاى است كه ريشه آن (كلمه توحيد) در زمين استوار و شاخههاى آن (اخلاق فاضله) رو به آسمان و هر لحظه ميوههاى خود را (كه همان اعمال صالحه است) به اذن پروردگارش مىدهد. «٢» ايمان واقعى، موجب آن مىگردد كه خداوند، محور اعمال و رفتار آدمى قرار گيرد. مؤمنان در راه «اللّه» قدم برداشته و حبّ قلبى آنها، فقط به او تعلق مىگيرد. از اين رو از خودخواهى، خودپرستى، قدرتطلبى و سلطه جويى دورى مىجويد. خداوند درباره ايمان آوردندگان واقعى مىفرمايد: