مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٦٩
«وَالَّذينَ آمَنُوا اشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ» «١» آنان كه ايمان آوردهاند كمال محبت را به خدااختصاصمىدهند.
دينداران راستين، انتفاع شخصى و هواهاى نفسانى را انگيزه رفتار خود قرار نمىدهند، بلكه در سير به سوى كمال نهايى، بندگى و عبادت بيشتر هدف بوده و انگيزه عمل نيز از همينجا ناشى مىشود. بنابراين، دين باورى و ايمان، عامل مهم كنترل و مهار قدرت در آدميان مىباشد.
٢- دستور العملهاى اسلامى براى تعيين حاكمان: اسلام، آنگونه كه قبلًا گذشت، دينى جامع و كامل است كه براى همه ابعاد حيات فردى و اجتماعى انسان، برنامه و قانون ارائه داده است. شرايط زمامدار جامعه، از جمله احكامى است كه از جانب حق تعالى، پيامبر و امامان بيان شده و اگر حاكم بر اساس آنها تعيين شود. استبداد و خودكامگى در جامعه پديد نخواهد آمد.
امام حسن عسگرى عليه السلام ضمن حديثى از امام صادق عليه السلام نقل مىفرمايد:
«امَّا مَنْ كانَ مِنَ الفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً عَلى هَواهُ مُطيعاً لِامْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ انْ يُقَلِّدُوهُ ...» «٢» هر يك از فقها كه مراتب نفسش و نگهبان دينش و مخالف هوا و هواسش و مطيع فرمان مولايش (ائمه عليهم السلام) باشد بر مردم لازم است كه از او تقليد كنند.
امام خمينى (ره)، رهبر فقيد و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران در مورد شرايط زمامدار جامعه اسلامى مىفرمايد:
شرايطى كه براى زمامدار ضرورى است، مستقيماً ناشى از طبيعت طرز حكومت اسلامى است. پس از شرايط عامه مثل عقل و تدبير، دو شرط اساسى وجود دارد كه عبارتند از: ١- علم به قانون ٢- عدالت.
چون حكومت اسلام، حكومت قانون است، براى زمامدار علم به قوانين لازم