مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١١٠
«انَّا لِلَّه وَ انَّا الَيْهِ راجِعُونَ» «١» ما از خدائيم و به سوى او باز مىگرديم «فَسُبْحانَ الَّذى بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شِىءٍ وَ الَيْهِ تُرْجَعُونَ» «٢» پس منزه است خداوندى كه مالكيت و حاكميت همه چيز در دست اوست، و (همگى) به سوى او باز مىگرديد.
«رَبُّنَا الَّذى اعْطى كُلَّ شَىءٍ خَلْقَهُ ثَمَّ هَدى» «٣» پروردگار ما كسى است كه به هر موجودى آنچه را لازمه آفرينش او بود داده و سپس هدايتش كرد.
«انَّما امْرُهُ اذا ارادَ شَيْئاً انْ يَقُولً لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» «٤» فرمان او تنها اين است كه هرگاه چيزى را اراده كند به او مىگويد: «موجود باش آن نيز بلافاصله موجود مىشود.
٢- حاكميت (ولايت) تشريعى ولايت تشريعى خداوند به معناى انحصار حقّ تشريع و قانونگذارى براى خداست.
از آنجا كه انسان تمام شؤون هستى خود را از خداوند دريافت مىكند موظف است تنها در برابر او تمكين كند و به فرمان او گردن نهد، هيچ كس تحت هيچ عنوانى حق قانونگذارى و سرپرستى نسبت به ديگر افراد را ندارد، زيرا از كسى بايد اطاعت كرد كه فيض هستى از او سرچشمه گرفته باشد و انسانها نه به يكديگر هستى بخشيدهاند و نه در بقاء و دوام هستى براى يكديگر مؤثرند، از اين رو، رأى هيچكس براى ديگرى لازم الاتباع نيست و تنها خداست كه حق قانونگذارى دارد و تبعيت از غير خدا مشروط به اذن الهى است.
بر اساس حاكميت تشريعى، اطاعت تنها از خدا، شايسته است. قوانين و احكام الهى