مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٢٨
مىشود و به طور متقابل، آگاهىهاى حاصله از علوم انسانى در علوم تجربى نيز كاربرد دارد. به طور مثال، «انسان» به عنوان يك موجود، از لحاظ سلولهاى مادى مورد بحث فيزيولوژى است، در حالى كه، از لحاظ روانى و روحى مورد مطالعه علم روان شناسى قرار مىگيرد. اطلاعات هر يك از اين دو علم، در ديگرى كاربرد دارد، زيرا بسيارى از مسائل و مشكلات روحى در جسم و بدن انسان تأثير گذاشته و از سوى ديگر، بسيارى از مسائل جسمى نيز روان را به شدّت تحت تأثير قرار مىدهند. از اين رو، امروزه، روش مطالعات «بين رشتهاى» مرسوم شده است، بدين معنى كه علوم از مجموعه اطلاعات و روشهاى يكديگر استفاده مىكنند.
علم سياست، به لحاظ ماهيت و طبيعت پديدههاى مورد بررسى، با علوم مختلف ارتباط پيدا مىكند. فعاليتهاى سياسى، بناچار، با ملاحظات اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و روانى توأم مىگردند. هنگامى كه رفتار و اقدام سياسى بخواهد مورد تجزيه و تحليل درست واقع شود، ضرورى است كه جنبههاى فوق در نظر گرفته شوند. براى بهره جستن از دانشهاى ياد شده لازم است از قوانين و اطلاعات علوم مربوطه (اقتصاد، جامعه شناسى، روان شناسى) در علم سياست آگاه بوده و آنها را به كار گرفته. «١» اين نيز متقابل علوم با يكديگر و علم سياست با ساير علوم، ما را به بررسى تفصيلى رابطه علم سياست با ساير علوم رهنمون مىسازد.
مبانى علم سياست ٣٩ جامعه و سياست ص : ٣٨ علم سياست و روانشناسى تجزيه و تحليل رفتار سياسى بدون در نظر گرفتن شرايط و عوامل روانى داراى اعتبار و اعتماد چندانى نمىباشد، چرا كه رفتار انسانى گاهى متأثر از عوامل روانى و محيطى است و هرگونه تحليل درست رفتار سياسى بايد اين عوامل روانى را مد نظر قرار دهد.
از سوى ديگر، سؤالهاى بسيارى در علم سياست مطرح است كه ابتداءاً بايد در علم روانشناسى پاسخ آنها را جست: چگونه انسان گرايشهاى سياسى اوّليه را مىآموزد؟