مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٩٨
امام خمينى با تكيه بر اين ضرورت اجتماعى، حكومت و دولت اسلامى را از امور مهّم و واجب مىداند.
خداوند متعال در كنار فرستادن يك مجموعه قانون يعنى احكام شرع- يك حكومت دستگاه اجرا و اداره مستقر كرده است. اصولا" قانون و نظامات اجتماعى، مجرى لازم دارد. قوه مجريهايست كه قوانين و احكام دادگاهها را اجرا مىكند و ثمره قوانين و احكام عادلانه دادگاهها را عايد مردم مىسازد. به همين جهت، اسلام همان طور كه قانونگذارى كرده، قوّه مجريه هم قرار داده است. «ولىّامر» متصدى قوّه مجريه هم هست. «١» ٢- سيره و رويّه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اميرمؤمنان على عليه السلام سيره و رويه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله، دليل بر لزوم تشكيل حكومت اسلامى است. اين امر از دو جهت قابل ملاحظه است: يكى، تشكيل حكومت اسلامى مدينه و گسترش آن؛ رسول اللّه صلى الله عليه و آله پس از هجرت به مدينه، دست به تشكيل حكومت اسلامى زد. نصب واليان، تشكيل ارتش اسلامى، قضاوت، اجراى قوانين و حدود الهى، اعزام سفرا و نمايندگان و ... مجموعه اقداماتى بوده كه حكومت اسلامى مدينه عهدهدار آنها بود.
اقدامات و فعاليتهاى رسول گرامى صلى الله عليه و آله از قبيل معاهدات صلح و امور دفاعى و مسائل جهاد و نبرد عليه دشمن، بيانگر بارزترين اقدامات حكومتى است. علاوه بر آن، گسترش حاكميت اسلامى در سراسر جزيرة العرب كه از پيامدهاى فتح مكّه بود از اهميت بسزايى برخوردار است. بنابراين سيره پيامبر اكرم در تشكيل، تثبيت و توسعه حكومت اسلامى، دليل آشكار بر لزوم آن است و اين سيره از امورى است كه اقتداى به آن در حفظ فرمانها و دستورات الهى، بويژه اهميّت دارد.
جهت ديگر، تعيين جانشين و حاكم؛ واقعه غدير خم و تعيين اميرمؤمنان به عنوان جانشين، از سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله حاكى از آن است كه حكومت اسلامى، پس از پيامبر نيز بايد تداوم يابد و جامعه اسلامى بىنياز از حكومت نيست.
امام خمينى در كتاب «ولايت فقيه» در اينباره مىفرمايد: