مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٨٣
كردن خود بدان، مىتوانند در سطح كل جامعه، اعمال قدرت كنند. دولت و نهادهاى آن بر اساس حاكميت به قدرت برترى تبديل مىشوند كو كليه كانونهاى اقتدار در جامعه، تحت تابعيت دولت قرار مىگيرد. از سويى ديگر، حاكميت بيانگر استقلال ذاتى دولت- كشور در مقابل ساير دولتهاست.
ابعاد حاكميت الف- حاكميت حاخلى (آزادى): حاكميت در سطح جامعه سياسى و دولت- كشور به معناى برترى قدرت دولت نسبت به تمامى سرزمين و گروههاى كشور مةباشد. هيچ شهر، شهرستان، استان و ايالتى نمىتواند خارج از حاكميت دولت قرار داشته باشد. آزادى دولت يعنى اينكه كليه گروههاى اجتماعى از قبيل احزاب، سنديكاها و اتحاديههاى صنفى در نهايت تحت اراده و قدرت برتر دولت قرار مىگيرند و با اجازه دولت مىتوانند فعاليت كنند. ولى دولت در تصميمگيريهاى داخلى خود مقيد به هيچ يك از اين گروهها نمىباشد. دولت با تكيه بر اين قدرت برتر، كليه سرزمين و گروههاى كشور را متحد مىكند و «دولت- كشور» واحد شكل مىگيرد. «١» ب- حاكميت خارجى (استقلال):
حاكميت از جنبه خاربى ناظر به «استقلال» دولت در قبال واحدهاى سياسى در نظام بينالملل است. دولتها با اتصاف به حاك* يت است كه در سطح بينالمللى به عنوان كشور مستقل شناخته مىشوند و موضوع «روابط بينالملل» مىگردند. «٢» برخى از مباحث مربوط به حاكميت را در درس «دهم» با عنوان، «بررسى حاكميت در اسلام» پى مىگيريم.