مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٧٨
الف- مردم وجود مردم (گروه انسانى) از نخستين عوامل تشكيل دولت است. مردم (جمعيت)، در جامعه سياسى است كه در اثر عوامل مختلف به هم پيوستهاند و خود را به «ملّت» يا «كشور خاص» وابسته مىدانند.
مجموعه عواملى كه زندگى مشترك آحاد انسانى را تحت عنوان «ملّت» به هم پيوند مىدهند، عبارتند از:
١- نژاد مشترك ٢- زبان مشترك ٣- مذهب مشترك ٤- خاطرات و آرمانهاى مشترك ٥- وضع جغرافيايى و محل سكناى واحد.
٦- مقتضيات اجتماعاتى و اقتصادى. «١» بررسى تفصيلى مسائل مربوط به «ملّت» در درس «يازدهم» انجام مىگيرد.
نقش جمعيّت در ايجاد قدرت، بستگى به خصوصيات و كيفيات آن دارد. صِرف ميزان جمعيت نمىتواند ملاك قدرتمندى قرار گيرد. عوامل و خصوصياتى چون برخوردارى مردم از سواد، دانش، تخصص و مهارتها، آگاهى عمومى، رفاه مادى، ايدئولوژى، هماهنگى و همگنى نژادى و زبانى، مذهب مشترك از جمله عناصر قدرت ملّى مىباشند. «٢» «مردم»، در ارتباط با حكومت و دولت، از دو جنبه ديگر نيز مورد توجه است.
١- مصالح مردم به عنوان اساس كار دولت در دنياى امروز تلقى مىگردد. تمامى حكومتها در پى تحقق رفاه ملّى هستند. منافع عمومى تقّدم بر منافع شخصى و گروهى دارد. از اين رو، مصالح عاليه ملّى به عنوان يكى از بنيادهاى سياستگذارى در ملّت-