مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٧٠
سازمانها فوق چنين است.
شيوههاى اقناع، تشويق و تنبيه در سازمان، هر يك در جاى خود، به كار گرفته مىشوند. سازمانها، بويژه دولتهاى رفاهى و احزاب، بيشتر در كاربرد قدرت اقناعى و تشويقى تمايل دارند، هر چند در سازمانهاى منسجم و سلطنه مراتبى، مانند نظام ارتش، استفاده از قدرت تنبيهى نيز معمول است.
منابع قدرت در اسلام اسلام، سه منبع قدرت «مالكيّت، شخصيّت و سازمان» را مورد تأييد قرار داده و از آنها جهت اداره جامعه اسلامى بهره مىگيرد. از نظر مالكيت، خداوند مالك هستى است و بنا به حقّ مالكيت، حق تصميمگيرى نسبت به كل هستى از آنِ اوست؛ زيرا هر مالكى در حوزه ملك خويش، اختيار تام دارد. خداوند در تدبير و اداره جامعه، اين حق را به پيامبر، امام و ولى فقيه تفويض كرده است؛ هر چند اين نكته را بايد متذكر شد كه اين افراد، در راستاى فرمانها، و احكام الهى عمل كرده و قدرت آنها در عرض قدرت خداوند نيست؛ بلكه در طول آن است. مالكيت بيتالمال و بسيارى از اموال عمومى و دولتى در يد حاكم اسلامى است و از اين طريق مىتواند، قدرت هماهنگ با مصالح امت اسلامى را اعمال نمايد.
از ديدگاه اسلام منبع شخصيت نيز به يك شكل ويژهاش، از منابع قدرت بشمار مىآيد. كسانى كه داراى خصائص و ويژگيهاى شخصى و فردى متمايزى مىباشند، امكان دستيابى به مراحل عالى كمال را دارند. واگذارى قدرت به كسانى انجام مىپذيرد كه توانايى و استعداد لازم را براى استفاده صحيح از آن داشته باشند. خداوند در مورد رسالت رسول گرامى مىفرمايد:
«اللَّهُ اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» «١» خداوند آگاهتر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد! همچنين قرآن، وجود دو صفت برجسته «علم» و «توانايى جسمى» را در طالوت، دليل واگذارى قدرت به او بيان مىكند: