مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٦٩
مىداد كه از قدرت تشويقى، تنبيهى و اقناعى سود جويند. «١» ماكس وبر، جامعه شناس آلمانى، از جمله تحليلگرانى است به نقش شخصيت، اهميت والايى مىدهد. شخصيت، كه در بيان او «كاريزما» ناميده مىشود، عنصرى است كه در مراحل بحرانى جامعه، نقش عمدهاى ايفا مىكند. همچنانكه هيتلر در وضعيت بحرانى آلمان به قدرت رسيد و لنين نيز در بحران جنگ و ركود شديد در روسيه، قدرت را به دست گرفت. «٢» اين نمونهها به اندازه كافى دلالت بر شخصيت به عنوان يكى از منابع قدرت دارد.
٣- سازمان سازمان از عناصرى است كه همگام با تكامل و پيشرفت جامعه بشرى، رو به پيچيدگى و گسترش نهاده است. سازماندهى و نظم و نسق بخشى كار و فعاليت در جامعه، در جوامع ابتدايى بسيار ساده و اندك بود. اما جوامع صنعتى و مدرن معاصر تنها از طريق سازمان بندى دقيق و فراگير قابل تداوم است. دولت، پارلمان، حزب، سنديكا، اتحاديههاى اصناف، كارخانهها و شركتها، همگى، نشان دهنده فراگيرى سازمان در جوامع پيچيده امروزى است.
سازمان منبع قدرت است، زيرا هر كس در رأس سازمان قرار گيرد، به طور طبيعى واجد قدرتى مىگردد كه مىتواند بر عده كثيرى فرمان دهد، خطمشى تعيين كند و تمايلات ديگران را با خود همسو كند. رهبر حزب، رئيس دولت، مسئول سنديكا، و اتحاديه از چنين منابع قدرتى بهرهمندند.
قدرت در دنياى معاصر، عمدتاً از طريق سازمان قابل اعمال و كاربرد است. اطاعت شهروندان، طرفداران و اعضاى حزب، نظاميان، كارگران و كارمندان در چارچوب سازمانى كه در آن قرار دارند، حاصل مىشود، بالمآل، قدرت صاحبان قدرت در