مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٥٨
«... وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلا» «١» ... و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است.
ناگفته نماند كه با توجه به ديدگاه شيعه در مورد «ولايت فقيه» در دوران غيبت امام زمان (عج)، شرط «اسلام» براى حاكم اسلامى، معناى دقيقتر و خصوصىترى دارد؛ يعنى ولى فقيه بايد «شيعه اثنى عشرى» باشد.
٢- حسن تدبير و مديريت يكى ديگر از شرايط رهبرى، قدرت تدبير و اداره امور جامعه است. بدين معنا كه:
حاكم اسلامى بايد با برخوردارى از قدرت جسمى، فكرى و معنوى، توانايى مديريت صحيح جامعه اسلامى را در تمام ابعاد آن دارا بوده و با آشنايى نسبت به اصول سياست و مديريت، عالم بودن به زمان، عاقبت انديشى و آيندهنگرى، تشخيص دوست از دشمن و شناخت توطئهها و نيرنگهاى دشمنان، بتواند حركت امّت اسلامى را در جهت خير و صلاح و عزّت و استقلال آنان هدايت كند. امام باقر عليه السلام در اين زمينه مىفرمايد:
«لا تَصْلَحُ الامامَةُ الَّا لِرَجُلٍ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ: وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعاصِى اللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الْوِلايَةِ عَلى مَنْ يَلى حتّى يَكُونُ لَهُمْ كالَوالِدِ الرَّحيمِ.» «٢» هيچ كس صلاحيّت امامت و رهبرى مسلمانان را ندارد، مگر آنكه داراى اين سه خصلت باشد: تقوايى كه او را از معصيت الهى باز دارد، حلمى كه در هنگام غضب، خود را كنترل كند و ولايتى نيكو نسبت به رعيت داشته و براى آنان همچون پدرى مهربان باشد.
٣- علم و فقاهت يكى از شرايط حاكم اسلامى، برخوردارى از بينش وسيع و علم كافى نسبت به مكتب اسلام است. رهبرى اسلامى بايد در زمينه احكام و مقررّات الهى به درجه اجتهاد