مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٥١
خدايان مىنگريستند و بر خود واجب مىدانستند كه اطاعت كنند. «١» قرآن كريم، اين معجزه هميشه جاويد الهى، اين واقعيت تلخ تاريخى را در مورد «فرعون» چنين بيان مىكند:
«فَقالَ انَا رَبُّكُمُ اْلَاعْلى» «٢» پس گفت، منم پروردگار شما، كه برتر است.
٢- نيابت خدايى:
اين دكترين بيانگر دوران قرون وسطى و حاكميت كليساست. فرمانروايان و زمامداران تنها در صورتى حاكميت مشروع پيدا مىكردند كه از جانب مقامات كليسا، مورد تأييد واقع مىشدند. زيرا، پاپ، مقام اعظم كليسا، نايب خداوند در روى زمين به شمار مىرفت. از اين رو پادشاهان مىبايست در نزد پاپ تاجگذارى مىكردند تا حق فرمانروايى قانونى پيدا كنند.
قدرت در اين دكترين فقط مختص خداست و هم او، آن را در اختيار مقام معنوى مذهب مسيحيت (پاپ)، قرار داده است. بنابراين، قدرت سياسى به لحاظ سلسله مراتب بايد قدرت مورد تأييد كليسا باشد. «٣» ٣- مشيّت الهى:
بر اساس اين دكترين، هر قدرتى ناشى از خداوند است ولى تعيين صاحب قدرت به طور عملى انسانى است و الوهيت به طور مستقيم در انتخاب و انتصاب فرمانروايان دخالت ندارد. مگر با اعمال حكمت و مشيت خود و آن هم در صورتى است كه به آزادى بندگانش كه خداوند عطا فرموده، تعارضى نداشته باشند. «٤»