مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٥٠
٢- مافوق همه قدرتهاست و قدرتهاى ديگر را محدود مىكند.
٣- واجب الاطاعه از سوى تمام سازمانها و گروههاى قدرت است.
٤- زور را به عنوان آخرين حربه در اعمال قدرت به كار مىبرد.
٥- آخرين سخن و تصميم در روند سياستگذارى جامعه از جانب اوست.
منشأ قدرت سياسى چرا قدرت سياسى در جامعه شكل گرفت؟ چرا مردم ناچارند از آن اطاعت كنند؟
اگر قدرت سياسى، كاربرد انحصارى زور را در جامعه سياسى بر عهده دارد.
تئورىهاى قدرت سياسى، در پاسخ به اين سؤالها شكل گرفتهاند. اين تئورىها يك نوع ايمان سياسى براى قدرت حاكم به وجود مىآورد كه اولًا مردم اطاعت از آن را از قلب و رضا مىپذيرند و ثانياً استفاده از وسايل زور و خشونت از جانب قدرت سياسى مشروعيت پيدا مىكند. اين تئوريها عبارتند از:
الف- دكترينهاى الهى:
در متنهاى موجود علم سياست، نظريههايى كه «قدرت» را از آن خدا دانسته و انتقال قدرت سياسى را به افراد شايسته، تنها از جانب او مشروع مىدانند، تحت عنوان «دكترينهاى الهى» طرح مىشوند. از اين رو، حسب روال متداول در علم سياست، د مبانى علم سياست ٦٥ قدرت انسان بر انسان ص : ٦٥ كترينهاى دينى غير اسلامى را تحت اين عنوان مىآوريم و در جاى خود، به دكترين اسلامى در مورد قدرت سياسى خواهيم پرداخت.
١- طبيعت الهى فرمانروايان:
بيشتر فرمانروايان در اعصار باستانى، خود را در زمره خدايان مىدانستند. زمامداران آن دوران با تكيه بر عنوان الهى بر مردم حكومت مىكردند. فرعونهاى مصر، امپراتورهاى روم و ژاپن از جمله آنها بودند.
اطاعت مردم از آنها و تداوم حكومت آنان، از آن جمله ميسّر بود كه مردم آنها را بديد