مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٣٧
عامل غريزه و تشكيل خانواده، تأكيد داشته و بنياد جامعه را نيز همين امر مىدانند.
٢- عقل: گروهى كه در شكلگيرى جامعه به عامل عقل اشاره مىكنند، بر نقش همكارى و تعاون انسانها جهت رفع نيازها تأكيد دارند. عقل انسان، راهنماى او شد كه نيازهاى خويش را از طريق تعاون با ديگران بهتر تأمين نمايد و از اين رو، به تشكيل جامعه مبادرت ورزيد. «١» ٣- قرارداد و رضايت: متفكران اجتماعى چون ژان ژاك روسو و «توماس هابز» عقيده دارند جامعه محصول قرارداد اجتماعى بين انسانهاست. جامعه، پس از يك دوره طبيعى كه انسانها در آن آزاد بودهاند، بر مبناى رضايت افراد تشكيل شد تا امنيت، ثروت و تداوم حيات او ممكن گردد. «٢» ٤- اجبار و اضطرار: گروهى از محيط گرايان معتقدند كه مجموعه شرايط حاكم بر محيط انسانى او را به اجبار به سوى تشكيل جامعه سوق داد. زيرا، محيط ناامن دوران قديم، فقط از طريق دسته جمعى و مقابله با مخاطرات، قابل مبارزه و دفاع بود و انسانها ناچار براى صيانت نفس دست به تشكيل جامعه زدند. «٣» ٥- نيازها: برخى نيز به مجموعه نيازهاى زيستى، روانى، تربيتى و صيانت نفس استناد كرده و جامعه را معلول نيازهاى مادى آدميان مىدانند. «٤» ٦- فطرت: استاد شهيد مرتضى مطهرى، در كتاب جامعه و تاريخ، با استناد به آيات قرآن، عامل فطرت را موجب شكلگيرى جامعه بيان مىكند:
اجتماعى بودن، يك غايت كلى و عمومى است كه طبيعت انسان بالفطره به سوى او روان است. از آيات كريمه قرآن استفاده مىشود كه اجتماعى بودن انسان در متن خلقت و آفرينش او پىريزى شده است. «٥»