مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٣٦
تعريف جامعه با تكيه بر عنصر «تعلق و وابستگى» بدين معناست كه جامعه، دستهاى از افراد هستند كه سنّتها، عادات و رسوم، شيوه زندگى و فرهنگ مشترك، آنها را به هم پيوند داده و هر فردى احساس مىكند به آن دسته تعلّق دارد. «١» استاد شهيد مرتضى مطهرى در كتاب «جامعه و تاريخ» تعريف زير را اختياركردهاست:
مجموعهاى از افراد انسانى كه با نظامات و سنن و آداب و قوانين خاص به يكديگر پيوند خورده و زندگى دسته جمعى دارند، جامعه را تشكيل مىدهند. «٢» رويهمرفته عمدهترين اركان و عناصرى كه در تعريف جامعهلحاظ مىشود عبارتستاز:
١- جمعى از افراد و آحاد انسانى.
٢- روابط منظم، مستمر و عميق.
٣- خودكفايى، استقلال و بىنيازى.
٤- تجمع گروهها و واحدهاى كوچكتر.
تشكيل جامعه انسانى علت زندگى اجتماعى انسانها چيست؟ از چه زمانى بشر، زندگى دسته جمعى را آغاز نمود؟ پاسخ به اين سؤالها، چندان آسان نيست. بررسيهاى علمى و تحقيقى در رشتههاى مختلف، هنوز، نتيجه قطعى و قابل قبول به دست نداده است. از اين رو چگونگى شكلگيرى جامعه انسانى را به اختصار از ديدگاههاى متفاوت بيان مىكنيم.
الف- علت زندگى اجتماعى مجموعه عوامل كه مبناى تأسيس جامعه در حيات بشر گرديده، عبارتند از: ١- عامل غريزى و طبيعى: برخى از تجزيه و تحليلهاى پيرامون تأسيس جامعه به