مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ٢٣
فقهاى اسلام، هر چند به صورت منظم و يك بحث مستقل از سياست و حكومت سخن نگفتهاند، اما در فقه اسلام به طور پراكنده، بسيارى از مسائل سياسى را مورد بررسى قرار داده و احكام اسلام را درباره آنها بيان كردهاند. مجموعه اين احكام، «فقه سياسى» مشهور است.
فقها، با بيان احكام اسلامى در مورد «جهاد، خمس، زكات، امر به معروف و نهىاز منكر، تجارت، قضاوت، ولايت و ...» در صدد بيان جنبه فقهى مسائل سياسى برآمدند، از اين نظر، سياست، تحقق و به فعليّت رسيدن احكام الهى در جامعه اسلامى جهت هدايت مسلمانان به كمال مطلوب كه اراده و خواست الهى است، مىباشد. «١» موضوع علم سياست تا كنون توافق نظرى در مورد موضوع علم سياست بين دانشمندان اين رشته حاصل نشده است. چند ديدگاه به طور كلى در اين مورد وجود دارد كه عبارتند از:
اٌلف- موضوع علم سياست «دولت» است.
«مارسل پرلو» و «ژرژ ژلينك» موضوع سياست را، «دولت» مىدانند. بر اساس اين ايده، دولت از مهمترين اركان جامعه بشرى است. حاكميت دولت از لحاظ داخلى و استقلال دولت از جهت روابط خارجى، آن را به عنوان مهمترين ركن سياست داخلى و خارجى قرار داده است. بنابراين وظيفه علم سياست، «بررسى دولت و رفتارهاى آن» است. «٢» ب- موضوع علم سياست «قدرت» است.
عقيده بسيارى از متفكران سياسى بر اين است كه موضوع علم سياست، «قدرت» است. «ژرژ ودل»، «موريس دوورژه» و «ريمول آرون» از جمله آنها مىباشند.
از ديدگاه اين محققان «قدرت»، يعنى توانايى تأثير گذارى يك فرد يا گروه بر فرد يا گروه ديگر، شاخص اصلى رفتار و اعمال سياسى است؛ و معتقدند كه در سياست دو گروه، همواره، مطرح هستند: