مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٨٢
عمومى با آنان همراه گشت، صاحبان قدرت به ناچار به تغيير سياست تن مىدهند و كرسى قدرت را رهامىكنند.
اصل چندگانگى سياسى به مردم امكان انتخاب را مىدهد. بر اساس نظريه حاكم بر ايدئولوژى دموكراسى، نبايد همه مردم جامعه يكدست و يكرنگ گردند. اختلافها و تمايزات طبيعى بايد در جامعه حفظ شده و تنوع سياسى و اجتماعى وجود داشته باشد.
ميزان تأثيرگذارى اصل چندگانگى در كنترل قدرت، بستگى به مشاركت سياسى شهروندان دارد. تربيت مدنى و سياسى حكم مىكند كه مردم از ميان راهحلهاى ارائه شده، با سنجش و انديشه به تعدادى از آنها پيوسته و امكان ابراز نظر را در كل جامعه فراهم كنند. تجمع افكار، آرا و حمايت مادى در احزاب متعدد، صاحب منصبان سياسى را در معرض پاسخگويى و مسؤوليت قرار مىدهد. بدين طريق، چندگانگى سياسى، ابزارى جهت مهار قدرت محسوب مىشود.
و- تقسيم افقى قدرت الف- عدم تمركز:
يكى از شيوههاى نوين كنترل قدرت، عدم تمركز مىباشد. قدرت در دولتهاى بسيط «١» همواره در مركز كشور قرار داشت. تمركز قدرت، موجب گرديد مأموران دولتى در مركز تجمع كرده و امكان سؤء استفاده از قدرت نيز زياد بود. قدرت دولت مركزى با اتخاذ پديده عدم تمركز، به ميزان قابل ملاحظهاى كاهش يافته و در مقابل، حوزه صلاحيتها و اختيارات مقامهاى محلى افزوده گشت. عدم تمركز، از آن رو در كنترل قدرت مؤثر واقع مىشود كه از ميزان تراكم قدرت جلوگيرى مىكند. تراكم قدرت در مركز، امكان زد و بندهاى سياسى- اقتصادى را افزايش مىداد و به دارندگان قدرت اين توانايى را اعطا مىكرد كه عليه منافع قدرتهاى محلى، اعمال نفوذ كنند. از سويى ديگر، با تقسيم قدرت در حوزه اختيارات و صلاحيتها دولت مركزى و قدرتهاى محلى، كنترل قدرت از ناحيه قدرتهاى محلى امكان پذير گرديد.