مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٧٣
كه از طريق روشهاى ويژه افكار عمومى را نسبت به يك قضيه خاص، مورد ارزيابى و محاسبه قرار مىدهند. نتايج اين سنجش افكار براى سياستگذاران اهميت بسزايى يافته است.
اعتبار افكار عمومى، از جهت مهار قدرت، در آن سيستمهاى سياسى است كه پايگاه مردمى دارند؛ نظامهايى كه حمايت معنوى و مادى اعضاى جامعه، نقش زيادى در نزد كارگزاران دولتى دارد. اگر افكار عمومى در ارتباط با موضوعى، منفى بوده اما صاحبان اقتدار با ابزارهاى اجبار با آن برخورد نكرده باشند، حمايت مردم كاسته و در نتيجه، رژيم استحكام خود را از دست مىدهد. بالعكس، در صورتى كه مردم در قبال مسألهاى واكنش مثبت نشان دهند ولى دولت نسبت بدان بىاعتنا باشد نيز، موجب تزلزل رژيم مىگردد. از اين رو، افكار عمومى مىتواند مهارى براى چگونگى اعمال قدرت محسوب شود.
افكار عمومى، نقش خود را در انتخابات نيز آشكار مىكند. انتخابات عمومى در حكومتهاى دموكراسى، تعيين كننده اصلى مسؤولان سطح بالاى نظام مىباشد. از اين جهت، زمامداران براى انتخاب مجدد، مىبايست همسو با افكار عمومى حركت كنند.
بنابراين، افكار عمومى به طور غير مستقيم، قدرت را كنترل كرده و جهت مىدهد.
«پذيرش ارزشهاى مورد قبول جامعه موجب مشروعيت و حقانيت رژيم سياسى مىگردد. مشروعيت به معنى توانايى ايجاد و حفظ اين اعتقاد است كه نظام سياسى موجود براى جامعه مناسب است. تودهها بايد بىاكراه از آن اطاعت كنند و تقدس آن را بپذيرند و آن را شايسته احترام و حرمت بدانند.» «١» مشروعيت سياسى يك رژيم هنگامى حاصل مىشود كه هماهنگ با ارزشهاى مورد قبول جامعه، اتخاذ تصميم نموده و سياستگذارى كند. به عبارت ديگر مشروعيت، همان ايمان سياسى مردم به نظام سياسى است. ايمانى كه در صورت هماهنگى رفتارها و تصميمات كارگزاران با ارزشهاى مورد قبول مردم، به وجود مىآيد. اين امر، در نزد فرمانروايان از اهميت زيادى برخوردار است؛ زيرا، به طور مستقيم، با ميزان حمايت