مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٦١
دولت براى كشور مىگرفت، برگردانى از تصميمات حزب بود. «١» جهان سوم كه مجموعهاى كشورهاى توسعه نيافته و در حال توسعه را تشكيل مىدهد، در اين مورد، وضعيتى چند گانه دارد. تعداد قابل ملاحظهاى از كشورها توسط نظاميان اداره مىشوند كه حق فعاليت به احزاب را نمىدهند. در برخى از كشورها، حزب واحد حاكم است و نقش اساسى در تصميمگيريهاى عمومى كشور را به عهده دارد. تعدادى از دولتها نيز در راستاى هماهنگى با اصول دموكراسى، آزادى فعاليت احزاب را تضمين نمودهاند. تصميمگيريها در اين كشورها تا حدودى تحت تأثير برنامههاى احزاب قرار دارد.
٤- گروههاى فشار و ذى نفوذ گروههاى فشار (ذى نفوذ)، بخلاف احزاب سياسى، در پى كسب قدرت عمومى نيستند. بلكه خواستار هماهنگى تصميمات مسؤولان مملكتى با منافع و مصالح خودشان مىباشند. در تعريف گروههاى ذىنفوذ آمده است:
گروههاى ذى نفوذ مستقيماً در فتح قدرت و اجراى آن مشاركت نمىكنند، بلكه در حالى كه خارج از قدرت باقى مىمانند، آن را متأثر مىسازند و بر آن «فشار» وارد مىكنند.
گروههاى ذى نفوذ در پى تأثير برزما مدارانند، نه آنكه زمامدارانى از خود را به قدرت بنشانند. «٢» گروههاى فشار، با ابزارها و تبليغات گسترده امّا مخفى، تأثير عمده در سياستگذاريهاى ملّى و عمومى دارند. آنها با ارتباط مستقيم با سياستمداران، طرح وسيع يك موضوع در رسانههاى گروهى، دادن رشوه به صاحب منصبان و حتى شيوههاى خشونتآميز، زمينههايى را ايجاد مىكنند كه تصميمگيرندگان سياسى به ناچار، موافق با منافع آنها، رفتار كنند.
گروههاى ذى نفوذ به طور عمده در كشورهاى سرمايهدارى پيشرفته فعاليت دارند.
كشور آمريكا، از جمله كشورهايى است كه گروههاى ذىنفوذ، بيشترين تأثير را در