مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٤٩
مىبايست با تبليغات و جمعآورى آرا، ميزان رأى لازم را به دست مىآورند. از اين رو، زمينه براى برنامهريزى، تشكّل، سازمانى كاركردن و هماهنگى در حوزههاى انتخاباتى بين حاميان از يك سو و كانديداها از سوى ديگر فراهم گرديد. رهبرى اين حاميان، به طور معمول، از آنِ شخص نامزد نمايندگى مجلس بود. بعلاوه در پارلمان نيز، نمايندگان در ايا اهداف و آرمان مشترك دست به اتحاد زده و زمينه ايجاد حزب سياسى را فراهم مىآوردند.
نقش نخبگان، روشنفكران، سنديكاها، انجمنهاى صنفى و جمعيتهاى دينى و مذهبى در تأسيس و شكلگيرى حزب داراى اهميت است. حزب، خارج از عناصر فعّال در انتخابات و گروههاى پارلمانى، ريشه در تفكرات انديشمندان و روشنفكرانى دارد كه قصد سازماندهى توده مردم را دارند، مجموعه منافع مشترك مادى يا معنوى، توانست موجب پيدائى حزب در جامعه گردد.
مجموعه عوامل ظهور تأسيس حزب را مىتوان در فهرست ذيل خلاصه نمود:
١- گسترش دموكراسى به صورت انتخابات عمومى و حق رأى.
٢- حفظ مقامات و موفقيتهاى سياسى و اقتصادى.
٣- افزايش اختيارات مجالس قانونگذارى.
٤- لزوم هماهنگى در تأمين منافع و مصالح مشترك.
٥- ضرورت سازمان و تشكيلات نوين جهت كسب قدرت سياسى در جامعه سياسى پيشرفته. «١» سازمان و سلسله مراتب در حزب حزب از اجتماع گروه فرمانبر و اعضا و گروه رهبران تشكيل مىشود اصل و انضباطو سلسله مراتب در روابط آنها حاكم است. ارتباط اعضا با يكديگر و با رهبران بر اساس سازماندهى ويژهاى است كه بستگى به نوع حزب دارد. احزاب، گر چه از لحاظ انضباط و سازمان درونى يكسان نيستند، امّا چارچوب زير مىتواند يك تصوير عمومى و كلى از