مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٤٨
داشتن هدف (هاى) مشترك در سازمانى با عنوان «حزب» متشكل شده و از طريق شعبهها و قسمتهاى مختلف با يكديگر ارتباط متقابل و مستمر دارند و مىكوشند تا براى رسيدن به هدف (ها) و اجراى اصول مورد نظر، حكومت را مستقيماً در دست گيرند. «١» «حزب»، اجتماع گروه شهروندانى است كه آرمان مشترك و منافع ويژهشان، آنان را از گروه بزرگتر كه جامعه ملّى است، مشخص مىسازد و با داشتن تشكيلات و برنامه منظم و يارى مردم مىكوشند كه قدرت دولتى را در كشور به دست گيرند. در اين راه از همه توانائيها، بويژه از ابزارهاى قانونى يارى مىگيرند. «٢» عمدهترين اركانى كه در تعريف حزب بايد مد نظر قرار گيرند، عبارتاستاز:
١- داشتن سازمانى منظم.
٢- قانونى بودن.
٣- داشتن ايدئولوژى.
٤- تلاش براى كسب يا كنترل قدرت سياسى.
٥- رقابت انتخاباتى با ساير احزاب.
حزب سياسى، با اين ويژگيها، آن سازمانى است كه به طور مستقيم در پى كسب قدرت در جامعه سياسى است. داراى خطمشى، مرامنامه و ايدئولوژى بوده و نهايت تلاش را جهت جلب افكار عمومى و گسترش در ميان توده مردم را دارد.
پيدايش و شكلگيرى احزاب سياسى حزب، به مفهوم امروزين، پديده نوظهور در سياست و حكومت مىباشد. فعاليت احزاب در انگلستان، به عنوان نخستين كشورى كه احزاب در آنجا تشكيل شده و در صدد كسب قدرت سياسى برآمدند، به قرن هفدهم و هجدهم بر مىگردد.
پيدايش حزب، اساساً، با تشكيل پارلمان و برگزارى انتخابات قرين است. در آغاز پيدايش مجلسهاى قانونگذارى، هر يك از نامزدهاى نمايندگى و طرفداران آنها،