مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٤٠
نمونههاى آن نبودند، «١» اما در رده گستردهترين آنها قرار گرفتند. سازمان ملل متحد با بيش از ١٩٠ عضو، هم اكنون در ابعاد مختلف سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى فعاليت مىكند. اين سازمان فراملّى، از چنان اقتدارى به واسطه شوراى امنيت برخوردار است كه دولتها، در برخى از موارد، ناچارند از حقّ حاكميت ملّى خود بگذرند و به تصميمات آن سازمان تن در دهند.
جنبش غير متعهدها، نمونه ديگرى از سازمانهاى بينالمللى است. جنبش غير متعهدها در كوران جنگ سرد ابرقدرتها در دهه ١٩٥٠ تأسيس شد. اعضاى اصلى آن، كشورهاى جهان سوم و تازه استقلال يافته از بند استعمار بودند. اين سازمان كه جهت حفظ استقلال اعضا و اصرار بر اصول همكارى بينالمللى به جاى رقابت و كشمكش فعاليت مىكرد، به تدريج توسعه يافته بگونهاى كه اكنون بيش از يكصد عضو دارد.
كنفرانس اسلامى از ديگر نمونههاى سازمانهاى بينالمللى است كه فراتر از اصول و قواعد ملّى عمل مىكند. تأسيس و تداوم كنفرانس اسلامى بر مسأله بسيار مهم «فلسطين» استوار مىباشد؛ هر چند موفقيتهاى چندانى در عمل نداشته است. سازمان كنفرانس اسلامى با حدود پنجاه عضو، در زمينههاى فرهنگى، سياسى، اقتصادى و ارتباطاتى فعاليت مىكند. اين سازمان اگر با بنيادهاى ايدئولوژى اسلامى هماهنگ شود، از نمونههاى مهم سازمان فرا ملّى مبتنى بر عناصر ايدئولوژيك در برابر ناسيوناليسم قرار مىگيرد.
ب- سازمانهاى منطقهاى انديشه و آرمان همگرايى منطقهاى، پس از جنگ جهانى دوم در روابط بينالمللى ظهور كرد و برا اساس اين نگرش، وحدت و هماهنگى در سطح يك منطقه، توان بازسازى و بهبود زندگى اجتماعى كشورهاى آن منطقه را افزايش مىداد. تاريخ، فرهنگ، منافع و سياستهاى مشترك، زمينهساز بينش همگرايى منطقهاى بود.