مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٢٩
اسلام و ملّىگرايى ملّت از ديدگاه قرآن در قرآن كريم، ملّت به معناى دين آمده است. ملّت در اين كتاب آسمانى به معناى:
راه و روش و طريقهاى است كه از طرف يك رهبر الهى بر مردم عرضه شده است. مثلا مىفرمايد: «مِلّة ابيكُم ابْراهيم» يعنى راه و روش پدر شما ابراهيم. يا مىفرمايد: «مِلَّة ابراهيم حَنيفاً».
پس از نظر قرآن، يك مجموعه فكرى و علمى و يك روشى كه مردم بايد طبق آن عمل كنند، ملّت ناميده مىشود: بنابراين ملّت با دين يك معنى دارد. «١» امّا همان طور كه گذشت، ملّت از لحاظ علم الاجتماعى به واحدى اجتماعى و سياسى اطلاق مىشود كه داراى سابقه تاريخى واحد، قانون و حكومت واحد و همچنين آرمانهاى مشترك باشد. ناسيوناليسم يا ملّىگرايى نيز در ارتباط با اين معنا، به احساس وفادارى و تعلّق خاص به يك ملّت اطلاق مىگردد.
ناسيوناليسم مثبت و منفى احساسات ناسيوناليستى، آنگاه كه در حدّ وطن دوستى ساده مطرح شود و موجب همبستگى بيشتر در ميان خويشاوندان گردد، از ديدگاه اسلامى نه تنها مذموم نيست بلكه امر به آن نيز شده است. ناسيوناليسم، هر گاه به عنوان يك آرمان عقيدتى- اجتماعى و به منزله يك شبه مذهب باشد، با آرمانهاى الهى و اسلامى در تضاد بوده و دستور به دورى از اين گرايش شده است. ناسيوناليسم از نوع اوّل را «ناسيوناليسم مثبت و سازنده» ناسيوناليسم از نوع دوم را «ناسيوناليسم منفى و مخرّب» مىنامند. متبادر از مفهوم ناسيوناليسم به هنگام اطلاق اين واژه، معناى دوم است.
ناسيوناليسم اگر تنها جنبه مثبت داشته باشد، يعنى موجب همبستگى بيشتر و روابط حسنه