مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١١٥
خلاصه حاكميت، قدرت عاليه جامعه سياسى است كه دولت با استناد به آن، وضع و اجراى قانون كرده، اعلان جنگ و صلح نموده، گروههاى مخالف رژيم سياسى را سركوب و قدرت خود را بر سراسر كشور گسترش مىدهد.
دكترينهاى حاكميت، توجيه كننده چنين سلطه مشروع و قانونى در جامعه سياسى مىباشند.
دكترينهاى الهى و مردمى هر يك به نوبه خود، حاكميت را از آن خدا يا خدايان و يا مردم دانسته و از اين طريق چگونگى اعمال حاكميت را مشخص مىكنند.
تئورى حاكميت از ديدگاه اسلامى بر دو محور اساسى استوار است.
١- حاكميت مطلق خداوند ٢- حاكميت انسان بر سرنوشت خويش حاكميت و ولايت تشريعى خداوند بر انسان و اعمال او به سه صورت زير عملى مىگردد: اطاعت از پيامبر، اطاعت از امام و اطاعت از ولى فقيه عادل و جامعه الشرايط.
حاكميت انسان بر سرنوشت خويش ، در دوران رسول اللّه و امامان معصوم از طريق «بيعت» اعمال مىشود. در عصر غيبت امام زمان عليه السلام، اين حاكميت از طريق آراى عمومى عملى مىشود.