مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١١١
تنها فرا راه سعادت واقعى انسانهاست. خداوند شريعت و قانون را با پيام وحى از طريق انبياء الهى، ارسال نموده و بندگان را حكم كرده كه در زندگى عملى، آنها را به كار گيرند.
اين نوع حاكميت و ولايتى كه به موجب آن، انسانها در پيروى از قانون و احكام، تابع احكام الهى هستند، حاكميت تشريعى نام دارد. آنچه كه در امر حكومت و سياست به حاكميت الهى مربوط مىشود، همين حاكميت در تشريع است زيرا فرض بر مؤمنان است كه از حاكميت طاغوت دورى گزيده و حكومت اللَّه را بپذيرند.
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى كُلِّ امَّةٍ رَسُولًا انِ اعْبُدو اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» «١» ما در هر امّتى، رسگلى فرستاديم كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.
مظاهر حاكميت الهى اعمل حاكميت تشريعى و اطاعت از خداوند در زمينه احكام و قوانين از سه طريق تحقق پيدا مىكند.
الف- اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله پيامبر اسلام به طور مستقيم و به حكم الهى، بر مؤمنان ولايت داشته و اطاعت از آن حضرت بر همگان فرض است.
«الَّنبى مبانى علم سياست ١٢٣ رابطه ملت و دولت ص : ١٢٢ ُّ اوْلى بِالْمُؤمِنينَ مِنْ انْفُسِهِمْ» «٢» پيامبر نسبت به مؤمنان از خود آنها اولى و برتر است.
رسول گرامى اسلام با استناد و تكيه بر اين حاكميت و ولايت، به تأسيس حكومت اسلامى اقدام فرمود. مجموعه فعاليتها و اقدامات حكومتى آن حضرت بر اساس رهبرى، اداره و اجرا، قانونگذارى و قضاوت استوار بود كه تحقق عينى حاكميت تشريعى الهى را در برداشت.
ب- اطاعت از امامان معصوم عليه السلام امام به عنوان جانشين رسول الله در امر مرجعيت دينى و قضاوت و حكومت (زعامت سياسى) از جانب پروردگار منصوب است.