مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٠٧
درس دهم: دولت (٤)
«حكومت اسلامى (٢)» بررسى حاكميت در اسلام مفهوم حاكميت مفهوم حاكميت در تجزيه و تحليلهاى «سياست و حكومت» و «سياست بين الملل» از اهميت ويژهاى برخوردار است. ژان بُدَن از فلاسفه سياسى فرانسه، نخستين بار در كتاب «شش رساله در باب جمهورى» از واژه «حاكميت» استفاده نمود.
حاكميت، عبارت از قدرت برترى است كه در سرزمين معين و گروه انسانى مشخص در سطح جامعه وجود دارد. حاكميت، قدرت عاليهاى است كه دولت را از ساير گروههاى قدرت متمايز مىسازد. مفهوم كلاسيك حاكيمت، داراى ويژگيهايى چون «دائمى»، «مطلق»، «غير قابل انتقال» و «غير قابل تجزيه» است هر چند امروزه خصوصيات فوق، بويژه در سطح بينالمللى، خدشهپذير شده است.
اين عنصر كه دولت با استناد به آن وضع قانون نموده سياستهاى خويش را اجرا مىنمايد، چنان قدرتى به دولت مىدهد كه اتخاذ تصميمات و اجراى آن مىتواند با تمام نيرو و در حداقلّ زمان انجام گيرد. اعلان جنگ و صلح، عزل و نصب مقامات، وضع ماليات، حق عفو و ... همه از مشخصات بارز حاكميت است. «١»