مبانى علم سياست - جمالی، حسین - الصفحة ١٠٣
قوانين و محدوديتهاى ناشى از آن در يك جامعه، با برخى از منافع افراد در تقابل قرار مىگيرد. حفظ قوانين و اجراى آن از لوازم يك زندگى اجتماعى است. وجود حكومت و امام براى آن است كه مردم در محدوده قوانين نگهداشته و از تجاوز و تعدى به حقوق ديگران بازداشته شوند. حكومت قيم و نگهبان جامعه و مردم است تا از قانونشكنى جلوگيرى كرده و حدود و احكام را جارى كند.
٢- وابستگى حيات و بقاى هر ملّت به وجود حكومت و زمامدار:
هيچ جمعيتى را نمىتوان يافت كه بدون سرپرست و زمامدار بتواند به زندگى اجتماعى خود ادامه دهد و براى دين و دنياى هر ملّت، وجود امام و حكومت لازم و ضرورى است. حكومت و رهبرى در اين راستا، جنگ با دشمنان مردم را هدايت، اموال عمومى را عادلانه تقسيم مىكنند و عبادات اجتماعى از جمله نماز جمعه و جماعت را بر پا مىدارد.
٣- بستگى حفظ اصول و فروع دين و مكتب به وجود امام:
اگر براى ملّت، امام و رهبرى امين قرار داده نشود، دين و احكام الهى به تدريج از ميان مىروند؛ زيرا بدعتگذاران آنچه را بخواهند در دين زياد كرده و به نام دين عرضه مىكنند ملحدين و بىدينان نيز مسايلى را از دين كم مىكنند. بدينسان، امر بر مسلمانان مشتبه شده و اسلام راستين و واقعى تبيين نمىشود. «١»