دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨

اخلاق غربى كه بر پايه مسيحيت استوار بود، با اضمحلال دين متلاشى گرديد. صفات اخلاقى پسنديده همچون ايثار، فداكارى، صداقت، فروتنى، قناعت، عزت نفس، كمك به هم نوع و عطوفت همگى در معرض شك قرار گرفت. در عوض، خشونت، تجاوز، تبهكارى، فساد مالى، نخوت و تكبّر- و بطور كلى اخلاق سودجويانه- جاى آن را گرفت.
عواقب آزادى بى حدّ و حصر فعاليتهاى جنسى در غرب امروزه در معرض ظهور است. انحطاط اخلاقى، شيوع انواع بيماريهاى مقاربتى بخصوص ايدز كه مبتلايان به آن شاهد مرگ تدريجى خود هستند، از نتايج مشهود اين امر است.
متلاشى شدن كانون خانواده، انديشمندان بسيارى رابه هراس انداخته است. در پنجاه سال پيش در غرب، هيچ كس شك نداشت كه زناشويى يك امر طبيعى و ضرورى است، لكن امروزه برخى از روانشناسان مادى غرب، به عدم ضرورت و حتى به بى‌ارزش بودن نهاد خانواده حكم كرده‌اند. آمار طلاق در اين كشورها به اوج خود رسيده است. جدايى والدين و سپردن فرزندان به پرورشگاهها و بچه هاى نامشروع، سرنوشت غمبارى را براى جوامع غربى به همراه آورده است. «١» بى وفايى و بى عاطفگى، تنهايى، سرگردانى و اندوه جدايى تاوان لذت طلبيها و كامجوييهاى بى‌بند و بار تمدن صنعتى نوين غربى است. برخى معتقدند كه غرب به آخر خط رسيده و سرنوشت محتوم آن، همانند سرنوشت يونان و روم و ايران باستان يعنى اضمحلال و متلاشى شدن از درون خواهد بود.