دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦

را مجبور ساخت براى شناخت پيشينه فرهنگى خود نيازمند كارهاى غربيان باشند.
نتيجه آن شد كه ملتها، بخصوص دانشگاهها و مراكز علمى و فرهنگى شرق، دربرخورد و رويارويى با هجوم همه جانبه غرب در تمام زمينه هاى علمى، فرهنگى و سياسى به نوعى خود باختگى مبتلا گشتند. هنگامى كه ملل مسلمان بخصوص مراكز علمى و انديشمندان، دستاوردهاى صنعتى، تمدن شكوفا و سلطه بى چون و چراى غرب را در عرصه‌هاى علم و سياست و اقتصاد ديدند، شيفته تمدن و نظام سياسى غرب گشته، گمان بردند كه رمز ترقى و پيشرفت، تقليد از فرهنگ غربى، است. از اين رو، بسيارى از ايشان فرهنگ اصيل خود را نفى و فرهنگ غرب را در تمام شؤون زندگى اقتباس كردند.
بدين ترتيب، فرهنگ غربى جايگزين فرهنگ دينى و ملى اين ملل شد. اما از آنجا كه‌اين مليتها از نظر بنيادهاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى با غرب اختلاف اساسى و بنيادين داشتند، اقتباس از غرب برايشان سودى نداشت و به يك ناهنجارى عميق اجتماعى تبديل شد.
تاريخچه غربزدگى‌ شكستهاى مكرّر مسلمانان در قرن هفده و هيجده در مقابل دولتهاى اروپايى، مسلمانان و حاكمان كشورهاى اسلامى را متوجه ضعف خود و برترى سيستم نظامى غرب كرد. شكست تركان عثمانى براى فتح وين در سال ١٠٩٥ ه. ق/ ١٦٨٣ م، از دست دادن شبه جزيره كريمه و تسليم آن به روسيه، اشغال مصر توسط ناپلئون در سال ١٢١٣ ه. ق/ ١٧٩٨ م، و تصرف مناطق شمالى ايران توسط روسيه و تحميل قرارداد ننگين تركمانچاى در سال ١٢٤٤ ه. ق/ ١٨٢٨ م، ضربه هاى روحى- روانى سختى به مسلمانان وارد ساخت. اين شكستها باعث گرديد تا حاكمان ترك، مصرى و ايرانى براى جبران عقب افتادگى خود به بازسازى ارتش براساس شيوه هاى جنگى و نظامى غرب اقدام كنند. از سوى ديگر، در اين دوران، امپراتورى عثمانى، مصر و ايران، صحنه مبارزه قدرتهاى استعمارى اروپايى بودند و هر يك از آنان براى نفوذ هر چه بيشتر در اين‌