دانش اجتماعى(2)

دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١

درس چهارم تعريف و علل پيشرفت و عقب ماندگى‌ امروزه جهان با بحرانى شديد رو به روست؛ بحرانى كه امنيت و صلح جهانى را به مخاطره انداخته، مشكل را به جايى رسانده است كه مى‌توان ادعا كرد، در هيچ عصرى از تاريخ بشريّت روابط انسانها تا اين حدّ كينه توزانه نبوده است.
پيشرفت چشمگير در اختراعات و دريانوردى بعداز قرون وسطى و وقوع انقلاب صنعتى، زمينه دست اندازى اروپاييان به خارج از اروپا را به وجود آورد. بدين ترتيب، استعمارگران اروپايى در مسير غارت خود، به نقاط مختلف جهان دست يافته، بعداز گذشت دويست سال از چپاول، كشورهاى جهان به دو دسته كشورهاى «غنى و رشد يافته» و كشورهاى «فقير و رشد نيافته» تقسيم شدند.
در حال حاضر ملل «توسعه يافته و پيشرفته» و ملل «جهان سوّم و كم رشد» در مقابل همديگر قرار دارند و معلوم نيست كه اين تضاد چه زمانى بر طرف مى‌شود. بطور حتم اگر ملتهاى جهان سوّم دست به دست هم ندهند و براى توسعه كشورهاى خود، كارى جدّى انجام ندهند، به تدريج در مقابل كشورهاى پيشرفته به ضعف و خوارى بيشتر كشيده خواهند شد. پس براى برنامه ريزى بهتر در راه به دست آوردن توسعه و رشد اقتصادى- اجتماعى احتياج به يك برداشت صحيح از مفهوم «رشد و توسعه» و «كم رشدى و توسعه نيافتگى» داريم تا با علل كم رشدى و عقب ماندگى و ويژگيهاى كشورهاى پيشرفته و عقب مانده، آشنا شويم و براى دستيابى به توسعه اقتصادى- اجتماعى تلاش كنيم.
توسعه نيافتگى‌ توسعه نيافتگى عبارت است از وضعيتى كه در آن، توليد اقتصادى و نيز آداب و سنن‌