دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦
فرهنگها با يكديگر مواجه شوند، تحت تأثير متقابل يكديگر قرار مىگيرند.
فرهنگ، پديدهاى جامد و ايستا نيست، بلكه موضوعى پويا بوده، همواره در روند توسعه، تحوّل و دگرگونى است. «١» از آنجا كه اقتباس و بهره گيرى از پديدههاى فرهنگى آسانتر از به وجود آوردن و ابداع آنهاست «٢» و جوامع انسانى نيز با هم ارتباط متقابل دارند، در صدد تبادل فرهنگى بر مىآيند. بدين ترتيب، تبادل فرهنگى اول آنكه با اراده تحقق مى يابد- بر خلاف اشاعه فرهنگى- دوم آنكه گسترش، تبادل فرهنگى (بر خلاف انتقال فرهنگى) درسطح جوامع گوناگون است.
«اقتباس يك فرهنگ از فرهنگ ديگر، هميشه در نتيجه انتخاب و بويژه انتخاب اصلح صورت گرفته است.» «٣» ب- انتقال فرهنگى در انتقال فرهنگى، هر نسلى فرهنگ زمان خود را از سالمندان فراگرفته و همراه با تغييراتى آن را به نسل آينده انتقال مىدهد. در واقع، انتقال فرهنگى، تداوم فرهنگ را درطى زمان ميسر مىسازد. در انتقال فرهنگى، هر نوجوانى قادر است كارهاى ناتمام ديگران را كامل كرده و چيز نو و تازهاى به فرهنگ خود بيفزايد. بدينسان، فرهنگ درطول زمان رشد مىكند و بر اثر تماس با جوامع ديگر تكامل مىيابد. «٤» اشاعه و تهاجم فرهنگى الف- اشاعه فرهنگى اصول و ويژگيهاى فرهنگ، تنها از يك نسل به نسل ديگر انتقال نمىيابد، بلكه ممكن است از جايگاه اصلى پيدايش خود اشاعه و گسترش يافته و در ميان ملّتهاى مختلف دور يا نزديك رواج يابد. با اين بيان، اشاعه فرهنگى عبارت است از جريانى كه در نتيجه آن،