دانش اجتماعى(2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦
البته بايد به اين مطلب توجه داشت كه قبل از ورود تكنولوژى به كشورهاى جهان سوم تفاوت درآمدهاى مردم بسيار اندك بود. اكثريت مردم در روستا زندگى مىكردند و هر چند فقيرانه زندگى مىكردند، ولى هيچ گونه استقراض خارجى در بين نبود، اما باورود تكنولوژى شهرها بزرگ شدند، بيكاريهاى آشكار وپنهان به وجود آمد و شكاف در آمدها صد چندان شد. بدين ترتيب، در بيشتر كشورهاى جهان سوم، قشر بسيار كوچكى از جامعه، اكثريت در آمد جامعه را به خود اختصاص دادهاند در صورتى كه قبل از شهرنشينى اين اختلاف درآمد فاحش وجود نداشت.
ه- سطح پايين بهره ورى كار يكى از مسائلى كه كشورهاى عقب نگه داشته شده در آن مشترك مىباشند «آهنگ رشد صنعتى» و «كشاورزى با بازده كم» مىباشد. كارگر صنعتى كشورهاى كمرشد در مقايسه با كارگر صنعتى كشورهاى پيشرفته هم از نظر «تعداد» و هم از نظر «كارايى» در سطح پايينترى قرار دارد؛ بيش از پنجاه درصد جمعيت كشورهاى عقب نگه داشته شده در بخش كشاورزى به كار اشتغال دارند، اين نسبت در كشورهاى توسعه يافته حدود چهارتاپانزده درصد مىباشد؛ در عين حال ميزان محصولات توليد شده در اين گونه كشورها به مراتب بيشتر از كشورهاى عقب نگه داشته شده مىباشد. «١» به عنوان نمونه در سال ١٩٧٩ تقربياً ٦٣٥ ميليون كشاورز در آسيا و آفريقا ١٦٦ ميليون دلار محصولات كشاورزى توليد كردهاند، در حالى كه چهار و نيم ميليون امريكايى، چهل و پنج ميليون دلار. «٢» اين ضعف و نارسايى، معلول عوامل مختلفى است كه عمده ترين آنها عبارت است از: وجود مشكلاتى در مورد تسطيح زمين، ايجاد نهرهاى آبرسانى و سدهاى ذخيره سازى آب، نداشتن وسائل فنى، كمبود سرمايه نوع مالكيت اراضى و و- ديگر ويژگيها كشورهاى عقب نگه داشته شده، ويژگيهاى مشترك ديگرى نيز دارند كه به لحاظ